زورتکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان کوس وکون دادن به داداش
 
کون دادن به داداش عروس
https://shahvani.com/dastan/کون-دادن-به-داداش-عروس-
Translate this page
Jan 16, 2018 – باسلام خوبید من ساسانم ۲۱ سالمه داستان بر میگرده به ۱۴ سالگیم بچه بودمو کنجکاو با پسر خالم هم کلاسی بودمو تازه سکس یاد گرفته بودیمو هر جا وقت پیدا میشد کون هم میزاشتیم با اون دودول هایه کوچیک مون خب من از پسر خالم خیلی سر تر بودم تپل گوشتی سفیدو نرم یه فامیل داشتیم که عروسیش بود ماهم رفتیم تو …
داداشم یه کون سیر ازم کرد – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/داداشم-یه-کون-سیر-ازم-کرد-
Translate this page
Jan 10, 2012 – همش میگفتم داداشی ممنون یه چند دقیقه ای این کار رو کرد ودرش آورد و یه تف دیگه به سوراخم زد و کیرش رو گذاشت دم سوراخ کونم و یه فشار دیگه داد که فکر کنم …. رو نمیتونی بگیری و این داستان رو با وجود اینکه تیترش رو خوندی باز داستان رو تا آخر میخونی بخاطر اینکه گناه خودت رو بشوری شروع به فحش دادن میکنی
داداش جونم
https://shahvani.com/dastan/داداش-جونم
Translate this page
داداش جونم. 1392/8/12. برادر. سلام به همه کسانی که عاشق سکس خانوادگی هستن خودمو معرفی کنم من مریم 28ساله 2ساله که ازدواج کردم از یکی از شهرهای ایران. … روش یواش یواش رفت داخل اه اه اولش سوزش داشت رفته رفته تبدیل به حال شد به به کون دادن به داداشی چقدر حشری کنندس کمی خم شدم هم از کون میکرد هم از کوس داشت ابش می اومد که گفتم …
کس دادن به دو برادر – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/کس-دادن-به-دو-برادر
Translate this page
کس دادن به دو برادر. 1396/2/31. سکس گروهی. سلام من شراره هستم و۲۳سالمه به گفته ی اطرافیان چهره بیبی فیسی دارم و تقریبا هرکسی و جذب میکنم و هیکلمم … تو سکس تا تو رحمم حسش میکنم و همیشه سکسامون بیشتر از ۲_۳ ساعت طول میکشید که دیگه از پا در میومدیم که حالا اگر خواستین داستان جذاب ترین سکسامونو براتون مینویسم.
من و داداشم
ch-khasteh.blogfa.com/
Translate this page
من و داداشم – داستان زندگی من و داداش فرشادم. … که خب احتمالا خیلی هاتون می دونین که رسمه که هر کس به یه شکلی لباس می پوشه و همه جشن می گیرن! …. نه کسب موقع غذا درست کردن دیوانه وار می رقصید و آواز می خوند و قاشق چوبی رو به جای میکروفون نگه می داشت، نه کسی موقع آب دادن گل ها سعی می کرد به زور به شلنگ رنگین کمون درست کنه!

 







NS