زورتکس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان توفيق س ک س ضربدري
 
توفیق سکس ضربدری
https://shahvani.com/dastan/توفیق-سکس-ضربدری
Translate this page
توفیق سکس ضربدری. 1392/11/5. ضربدری. من نیما 29 سالمه قد 172 وزن 68 ؛ بدلیل طولانی بودن خاطره ام از توضیحات اضافی پرهیز میکنم وبه این دلیل میگم خاطره نمیگم داستان چون واقعیته و اما ماجرا از اونجا شروع شدکه من تو خونه تنها نشسته بودم لوک اروند نرم افزار ویچت موبایلم زدم واسه خیلی پیغام فرستادم یکی جواب دوستیم رو داد …
داستان ضربدری
https://shahvani.com/dastan/tag/ضربدری
Translate this page
من و علي با زن هامون, 190270, 11, 0. توفیق سکس ضربدری, 148406, 8, 0. سکس ضربدری – خواهربرادری (1), 436680, 16, 0. ضربدری در اوج مستی, 203, 6, 1. من و زنم و زوج تهرانی, 216993, 7, 2. اولین ضربدری زندگیم (2), 139667, 8, 0. سکس همسرم با رامین, 173672, 10, 0. برادران باجناق خواهران جاری, 181108, 7, 1. سکس نیمه ضربدری …
داستان های ضربدری – صفحه 8 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1251_8.html
Translate this page
توفیق سکس ضربدری (قسمت اول). من نیما 29 سالمه قد 178 وزن 68 ؛ بدلیل طولانی بودن خاطره ام از توضیحات اضافی پرهیز میکنم وبه این دلیل میگم خاطره نمیگم داستان چون واقعیته و اما ماجرا از اونجا شروع شدکه من تو خونه تنها نشسته بودم لوک اروند نرم افزار ویچت موبایلم زدم واسه خیلی پیغام فرستادم یکی جواب دوستیم رو داد معرفی کرد …
داستان سکس فریبرز با خواهرزن | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-فریبرز-با-خواهرزن…
Translate this page
Jul 18, 2010 – داستان سکس سعید و مریلا … و من هم گفتم من ديونه چون خاله خانوم آبجيتون تشريف آوردن «اصطلاح خاله خانوم همون پريود شدن زن هاست كه اتفاقاً نسرين هم اين اصطلاح رو بلد بود» بعد گفت پس شما هم …. دوشنبه صبح كه داشتم مي رفتم سر كار ژاله گفت ما امروز با مامان اينها ميريم خونه دايي چون براي سارا خواستگار اومده .
داستان بهشت قسمت دوازدهم | داستان های بدون سانسور
https://beautyshining.wordpress.com/…/داستان-بهشت-قسمت-دوازدهم/
Translate this page
Jul 23, 2010 – بعد ازاینکه محسن وپرستو رفتن توی اتاق به منیر گفتم منیرجون این شوهرت عجب قدرت جنسی داره !… منکه بریدم …. حالا خیلی که زور بزنم یک یا حداکثر دوباردیگه بتونم امشب باتویاپرستو سکس داشته باشم!…. اونم چون محسن جلوی روم سکس میکنه حشری میشم…….. راستی منیرجون هیچ میدونی توی این مدت هروقت …

 







NS